دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

172

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

كبود تبريز هنوز باقى است . درباره فعاليتهاى ادبى او صحبتهاى زيادى شده است . از او ديوان اشعارى در دست است با تخلص حقيقى و يا حقيقت كه بخشى به فارسى و پاره‌اى به تركى است و از استحكام شعرى و قوالب محكم عروضى به‌گونهء شگفت‌انگيزى برخوردار است كه با مهارت تمام سروده شده است . حتى اگر در انتساب اين اشعار ترديد كنيم كه از آن جهانشاه نيست و بلكه از آن شاعرى گمنام است كه به نام او شعر مىسروده است ، باز همين امر توجه خاص او را نسبت به مسائل فرهنگى مىرساند و بيانگر ذوق و ذائقه ادبى اوست . گفته شده كه جهانشاه به واقع از تعداد بىشمارى شاعر و اديب و عالم حمايت به عمل آورد و خود نيز با اشتياق تمام درگير امور فكرى و فرهنگى بود . با اين همه اين آثار سازنده ، به هيچ وجه تصويرى را كه همه منابع در بيان آن همرأى و متفق القول باشند ارائه نمىدهد . اين منابع او را جبارى سمج ، فردى قدرتمند و موفق ولى غيرقابل پيش‌بينى و نيز بيرحم و سخت‌كش توصيف كرده‌اند كه با كوچكترين اشتباه ، فرماندهان خود را سربه‌نيست مىكرد . ظلم و ستم او را در شهرهاى مغلوبى چون تفليس ( 843 / 40 - 1439 ) و اصفهان ( 856 / 1452 ) بايد محقق و اثبات‌شده دانست . او به استعمال افيون و شراب و شهوت‌رانى و هرزگى شهرت داشت و به همين دليل در دربار عثمانى او را به استهزاء « خفاش » مىناميدند . فرايض مذهبى را انجام نمىداد و احكام دينى را نيز به هيچ مىشمرد و به زندقه گرايش داشت . در برابر همه اين اتهامات فقط يك صدا متفاوت است ؛ و عجيب اينكه اين صدا از جاى غيرمنتظره‌اى برخاسته و صدايى است كه وراى شنيدن است . عبد الرزاق سمرقندى مورخ دربار شاهرخ تيمورى و جانشينان وى ، از عدل و داد و صداقت و حسن رعايت او با رعايا و توقير عباد صحبت مىكند « 1 » ؛ پايتخت او تبريز به فراوانى رعيت و برخوردارى و رفاه غيرت‌فزاى مصر جامع بوده ؛ حتى در موقع اشغال هرات الگوى حكومتى جهانشاه مورد تحسين و تمجيد قرار گرفته است . از اين داوريهاى ضد و نقيض مشكل بتوان به يك نتيجه منطقى رسيد . فقط مىتوان در پى اين بود كه چرايى و چگونگى اين تناقضات را تبيين كرد . اشاره متعهدانه عبد الرزاق به جهانشاه شايد بر اثر هدايا و الطافى بوده كه او در هنگام فتح هرات و مواجهه در حقش انجام داده و لذا مىتواند در گزارش بيطرفانه عبد الرزاق از اوضاع زمانه‌اش ، پايه و مايه كمترى داشته باشد « 2 » . البته اين نوع گزارشها به ما كمك مىرساند كه اتهامات و اعمال خلاف اخلاق جهانشاه را در زمينه استخفاف اخلاقيات آن دوره ارزيابى كنيم ؛ مسائلى كه باعث شده يكى از مورخان مهرورز و حتى صرفا

--> ( 1 ) - عبد الرزاق ، مطلع سعدين ، صص 4 - 1271 . ( 2 ) - بارتولد و شفيع ، « عبد الرزاق سمرقندى » ، EI ، چاپ جديد .